قطار

انتظار ریل

دیر کرد قطار
و 
عجله اش برای گذر
ناله های التماس ریل
و
جیغ فرار قطار
قطاری که آمدنش همراه با رفتن است
دریغ از یک لحظه درنگ
اشتیاق ریل
و 
بیزاری قطار
اصلا باهم جور در نمی آیند
« اینجا پر از اتفاقات ناجور است!  »
بیچاره ریل
و در این میان آفتابی سوزان  عرض اندام میکند ؛ که داغی است بر دل رنجور ریل!
خیلی مشتاقم که بدانم ؛ مقصد چه چیزی برای قطار به ارمغان می آورد
که اینچنین بی رحمانه تقلای ریل را نادیده میگیرد
میخواهم فریاد بزنم : ای قطار سنگدل یک لحظه سکوت کن ،نمی خواهم از حرکت بازمانی... 
فقط لحظه ای سکوت کن و گوش بسپار
این ناله ها برای توست
عجله نکن،
شاید ماندنت را نخواهد
هیچ ریلی انتظار ندارد ؛ قطار از حرکت بازماند
شاید میخواهد بگوید : «سفر بخیر. ..» یا «بسلامت! »
تو را به مقصدت سوگند ؛ لحظه ای سکوت کن و به آوای ریل گوش بسپار

چهارشنبه
7:31
ایستگاه قطار
من هم مثل ریل در انتظار قطار