قطار-نویسنده:شیما
قطار
انتظار ریل
دیر کرد قطار
و
عجله اش برای گذر
ناله های التماس ریل
و
جیغ فرار قطار
قطاری که آمدنش همراه با رفتن است
دریغ از یک لحظه درنگ
اشتیاق ریل
و
بیزاری قطار
اصلا باهم جور در نمی آیند
« اینجا پر از اتفاقات ناجور است! »
بیچاره ریل
و در این میان آفتابی سوزان عرض اندام میکند ؛ که داغی است بر دل رنجور ریل!
خیلی مشتاقم که بدانم ؛ مقصد چه چیزی برای قطار به ارمغان می آورد
که اینچنین بی رحمانه تقلای ریل را نادیده میگیرد
میخواهم فریاد بزنم : ای قطار سنگدل یک لحظه سکوت کن ،نمی خواهم از حرکت بازمانی...
فقط لحظه ای سکوت کن و گوش بسپار
این ناله ها برای توست
عجله نکن،
شاید ماندنت را نخواهد
هیچ ریلی انتظار ندارد ؛ قطار از حرکت بازماند
شاید میخواهد بگوید : «سفر بخیر. ..» یا «بسلامت! »
تو را به مقصدت سوگند ؛ لحظه ای سکوت کن و به آوای ریل گوش بسپار
چهارشنبه
7:31
ایستگاه قطار
من هم مثل ریل در انتظار قطار
+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 11:51 توسط منشی
|
اینجا پاتوق برخی از اعضای گروه قلم و کاغذ است.